چون طلای ناب مرا بی منت از خاکم بکن پر تلاطم تر زپیشم غرق امواجم بکن اول کارم هنوز فکر سر انجامم بکن
یک شبی را عاشقانه از هوس پاکم بکن
هر نگاهت موجی بر هر تخته سنگ پیکرم
بی منت ازخاکم بکن
از هوس پاکم بکن
غرق امواجم بکن

می پسندم بازوانت را به دور شانه ام
با تو من در شب خیال دیگری دارم به سر
همچو شبگردی مرا ازخواب بیدارم بکن
بی منت ازخاکم بکن
از هوس پاکم بکن
غرق امواجم بکن
فکر سر انجامم بکن
ازخواب بیدارم بکن

بارها گفتم توبه...توبه ای خدا...
باز هم کردم گناه...
بارها بخشیدی مرا... ای خدا...
باز هم کردم گناه...
دوست دارم همچو پیچک برسراپای تو پیچم
بازامشب چون گل وحشی شدم رامم بکن
شبنمی شو بوسه بر گلبرگ اندامم بزن
بوسه بارانم بکن بی تاب بی تابم بکن

بخت و قسمت را بگو دستی به دست هم دهند
دست به دستم ده کنارسایه ات خوابم بکن
بی منت ازخاکم بکن
از هوس پاکم بکن
غرق امواجم بکن
فکر سر انجامم بکن
ازخواب بیدارم بکن
چون گل وحشی شدم رامم بکن
بی تاب بی تابم بکن
در کنار سایه ات خوابم بکن

رسم عجیبی است...
می کنیم گناه تا که یک روز کنیم توبه...
ای خدا...
تا کی...؟ کجا...؟ خواهیم رفت ما....
اه...ای خدای عزیزم
حقا که رحیمی بر گناهم...
+ نوشته شده در پنجشنبه 8 شهریور1386ساعت 18:10 توسط مهسا |
| ||||||